اسیر آگاهی | داستان کوتاه

انتخاب خوبی کرده بود. به دل می‌نشست. موهای مشکی زاغ، چشم‌هایی به رنگِ تاریکیِ رام‌نشدنیِ چشم‌هایِ ایرانی، ته‌مایه چهره‌ای به سمت اروپایی‌ها، بینی کشیده و لب‌هایی کوچک. انگار برای طراحیادامه مطلب